مرتضى مطهرى

276

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

سرمايه دارى تا اندازه‌اى خودش را حفظ كند و در عين حال جلو آن اشتراكيت را كه مىگويند جبراً خواهد آمد ، بگيرد . و ديگر از آن نظر كه راجع به عدالت است . اصلًا اينها طبق تفسيرى كه از بشر مىكنند ، منكر موضوع عدالت هستند . براى بشر وجدانى قائل نيستند و لهذا مىگويند دنبال اشتراكى كه ريشه‌اش عدالت باشد نبايد رفت ، آن تخيل است . ما مىگوييم اين‌طور نيست . از نظر ما عدالت حكم اعتدال مزاج را دارد . حرف ما اين است كه اجتماع كه از افرادى تشكيل شده است ، در واقع از افرادى مركّب شده است . يك شب كه راجع به اصالت فرد و اصالت اجتماع بحث مىكرديم عرض شد اجتماع تنها تأليف از افراد نيست ، بلكه تركيب شده از افراد است . همان گونه كه هر تركيب زنده‌اى يك حالت اعتدال دارد و يك حالت انحراف ، و در حالت انحراف بيمارىِ آن تركيب است و اگر خيلى انحراف داشته باشد موت اوست و در حالت اعتدال بقا و حيات اوست ، تركيب اجتماع نيز فى حد ذاته حالت اعتدالى دارد كه اگر اجتماع به آن وضع معتدل تركيب شده باشد ، باقى مىماند و اگر انحرافى از اين اعتدال پديد آيد و كم و زيادى بشود همان حرف سعدى است : چهار طبع مخالف سركش * چند روزى با هم شوند خوش گر يكى زين چهار شد غالب * جان شيرين برآيد از قالب او روى چهار طبع سركش گفته ، شما روى يك چيز ديگر بگوييد . مثلًا بدن انسان مجموعاً احتياج به يك سلسله مواد دارد ، مواد آلى و غيرآلى . احتياج دارد به يك سلسله سلولها كه در خون انسان بايد باشد . بدن يك فرمولى دارد ، به زمان هم ارتباطى ندارد . در دو هزار سال قبل فرمول بدن همين بوده است ، فرمول امروزش هم همين است . سلامت بدن به اين است كه اين فرمول بايد ثابت باشد ؛ يعنى وقتى كه خون شخص را تجزيه مىكنند ، اين فرمول بايد محفوظ باشد . كلسيم بدن بايد به همان مقدار لازم باشد ، اگر نباشد بدن مريض است . عدالت براى اجتماع حكم همان اعتدال براى مزاج را دارد . البته اعتدال هم يك حد معينى ندارد و به اصطلاح عرض عريض دارد ، يعنى در وسط نوسان دارد . اگر درست در وسط باشد ، اعتدال كامل است . هرچه به اين طرف يا آن طرف برود ، اعتدال كمتر مىشود و به جايى مىرسد كه ديگر مردن است . اما اين وسطها هرطور باشد زندگى است . هرچه اعتدال كاملتر باشد ، سلامت بيشتر است . در تركيب